تبار رشوندی میرزا کوچک خان جنگلی

  تبار رشوندی میرزا کوچک خان جنگلی (1260- 11 آذر 1300ش)
  عنایت الله مجیدی                                                                
  رئیس کتابخانه مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی.     

     

الموت، در جنوب دریای کاسپین و در جوار شهرهای شمالی ایران به ویژه شهرهای گیلان قرار دارد. به عبارت دیگر، الموت، از راه سه هزار و دو هزار به شهسوار در شرق، و از راه قدیمی انبوه ـ دیلمان به لاهیجان و رشت در غرب، با تمامی شهرها و قصبات درون این خطه جغرافیایی از شمال ایران همجوار است و بنا بر شواهد، از زمان های دور تاکنون با مردمان آنجا دارای ارتباط و خویشاوندی بوده است. بی تردید این همجواری و موقعیت خاص جغرافیایی منطقۀ الموت، از توجه نیروهای نهضت جنگل دور نمانده بوده است و تاثیرپذیری مردم این سامان از آن نیز امری طبیعی به نظر می آید. درخور توجه است که به سبب همین موقعیت جغرافیایی منطقه الموت و نزدیکی آن با فعالیت نهضت جنگل در گیلان شرقی،بخشی از قوای سپهسالار تنکابنی ــ برای حفظ امنیت در مناطق مورد علاقۀ خود در شمال ــ و نیز قوای دولت مرکزی برای درهم شکستن نهضت جنگل در مناطق همجوار با الموت از طریق همین منطقه به شمال ایران گسیل شده است؛1 اما جای بسی دریغ است که تاکنون حتی یک تک نگاری محققانه و جامع به قلم پژوهشگران درباره نقش این منطقه و نهضت جنگل ارائه نشده است....لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرماييد.

اين مقاله بي ارتباط با روستاي فانفين نيست.پيشنهاد ما اين است حتما مطالعه فرماييد.

 

ادامه نوشته

عکس و مطلب از چنار خونبار زر آباد از شایعه تا واقعیت

درختی که صبح عاشورا خون گریه می کند !

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرماييد. 

ادامه نوشته

توضيحاتي در مورد تقسيمات منطقه ي الموت

محدوده دره الموت
بخشي از حوزه آبريز کاسپين است درشمال شهر قزوين ,درشمالغرب فلات مرکزي ايران جاي گرفته است , دره الموت ازشمال به غرب مازندران ورامسر ( روستاي دوهزار وسه هزار تنکابن) , ازجنوب به کوه هاي طالقان وآبيک ازجنوب غرب به قزوين وازغرب به ابهر وطارم سفلي محدود است ؛ گستره دره الموت غربي – شرقي است وازپل انبوه درشمالغرب بامرز گيلان به طول جغرافيائي 00 50 درجه وعرض جغرافيائي 40 36 درجه وارتفاع 1300 متر وازشمالشرق به روستاي پيچه بن درمرز با مازندران به طول جغرافيائي 46 . 50 درجه وعرض جغرافيائي 24 .36.درجه وبه ارتفاع 2740 متر است .
دره الموت در تقسيمات جغرافيايي به دومنطقه رودبار الموت (الموت شرقی) ورودبار شهرستان( الموت غربی ) تقسيم شده است , رودبار الموت شامل سه دهستان الموت پائين به مرکزيت معلم کلايه به مرکزيت معلم کلايه , با 96 روستا و وسعتي 882 کيلومتر مربع باجمعيت ساکن درحدود 30000 نفردرتابستان ؛ ورودبار شهرستان نيز سه دهستان رودبار شهرستان رودبار محمد زمان خاني ودستجردراشامل مي شود با104 روستا و1160  کيلومتر مربع وسعت با جمعيتي حدود 45000 نفر است.

منبع:پايگاه ميراث فرهنگي الموت 

حسن صباح خداوند الموت

حسن صباح از ایرانیانی بود که در دوره سلجوقی قیام کرد و از مخالفان سرسخت تسلط اعراب و تركان سلجوقي بر ایران بود. مذهب وی و پیروانش اسماعیلیه بود که شاخه‌ای از تشیع است با این تفاوت که آنان به هفت امام اعتقاد دارند و امامت را بعد از امام جعفر صادق(ع) حق فرزند وی اسماعیل دانسته و او را امام زمان و امام آخر میدانند. مرکز قدرت اینان در مصر بود که خلفای فاطمی مصر این مذهب را در این کشور رسمی اعلام کرده بودند. حسن صباح سالها با اشغالگران مبارزه نمود و نقش بزرگي نيز در گسترش زبان فارسي و همچنين عقب زدن زبان عربي در ايران داشت در زمان باطنيان زبان فارسي تا چين نيز گسترش پيدا كرد.حسن صباح نیز که اسماعیلی بود به مصر هم رفت و آنجا با حکیم ناصرخسروقبادیانی و خواجه موید الدین شیرازی ملاقات کرده سپس به ایران آمد و از آنجایی که کلامی آتشین و پر نفوذ داشت روز بروز بر طرفدارانش افزوده شد. سرانجام توانست برخی از قلاع [1] موجود در ایران بود را تصرف نموده علنا بر ضد ملکشاه سلجوقی و وزیرش خواجه نظام الملک طوسی که با اسماعیلیان شدیدا مخالف بود به مبارزه برخیزد و از این کار دو هدف داشت: هدف اول و اصلی آزاد کردن ایران از زیر سلطه اعراب بود و هدف دوم ترویج مذهب اسماعیلی در ایران. شیوه حسن صباح در از بین بردن مخالفان کشتن مستقیم افراد به همراه جانفشانی قاتل (یعنی همان چیزی که امروزه ترور مینامیم) بود. ماموران حسن صباح بسیاری از سران سلجوقی از جمله خواجه نظام الملك و تركان خاتون زن بيوه ملكشاه سلجوقي را کشتند و این کار در زمان جانشینان وی از جمله کیابزرگ امید ادامه پیدا کرد. نهضت آنان نزدیک به صد و پنجاه سال ادامه داشت تا اینکه هلاکوخان شعله این جنبش را که از درون به فساد کشیده شده بود خاموش کرد و آخرین رهبر آنان را که رکن الدین خورشاه نام داشت به قتل رسانید. گويند كه بزرگ اميد جانشين حسن صباح قبل از اينكه بميرد گفت روزي كه مسجد پيغمبر اسلام(ص) در مدينه بسوزد قلعه لم سر (محكم ترين قلعه الموت) ويران مي شود. از قضا در سال 654 ميلادي كه هلاكوخان قلعه لم سر واقع در الموت را محاصره كرد نزديك مدينه، كوهي آتشفشان كرده و سيلي از مواد مذاب از آن كوه جاري گرديد و قسمتي از مسجد پيامبر اسلام(ص) از مواب مذاب سوخت و در همان سال هلاكوخان موفق گرديد كه قلعه لم سر را تصرف نمايد و تمام مدافعان آن را به قتل برساند و كتاب ها را آتش بزند.
همچنين باطنيان به حشاشيون و يا حشيشيون معروف بودند زيرا پس از انجام هر ترور بلافاصه جوهر ترياك را در دهان خود گذاشته و خودكشي مي كردند تا زير فشار شكنجه اسرار باطنيان را لو ندهند. همچنين آنها دست توانايي نيز در داروسازي داشتند به طوري كه داروهاي آنها به كشورهاي مجاور صادر مي شد.

منابع:
خداوند الموت نوشته پل آمير و ترجمه ذبيح الله منصوري
سايت آريارمن